امروز: سه شنبه, ۳ مرداد , ۱۳۹۶.وقت شما بخیر
سرخط خبرها :
تبلیغات
  • تاریخ انتشار خبر : یکشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۲ | کد خبر : 14550
       
  • چه بخواهیم و نخواهیم بخشی از آئین ها و رسوم قدیمی که سینه به سینه به نسل امروز منتقل شده و حفظ و اجرا می شود .

     

    بوشکان نیوز: ایرانیان علی رغم پذیرش دین اسلام همواره بر حفظ آئین های خود اصرار ورزیده اند گویی این مراسم جزئی از زندگی آنان شده و حذف آنها یعنی دلمردگی مردم

     

    در سی و چهارسال اخیر با ورود مباحث ایدئولوژیک و سیاست به حوزه فرهنگ عمومی باعث شده که برخی مراسم قدیمی از روح  اصلی خود  فاصله بگیرد .اصرار برخی بر حذف این آئین ها و بی اهمیت نشان دادن آن نه تنها باعث حذف سنت های قدیمی نشده بلکه انگیزه مردم را برای برگزاری این مراسم را دو چندان کرده است.

     

    یکی از مراسماتی که در شهر کلمه مرکز بخش بوشکان و از توابع شهرستان دشتستان استان بوشهر هر ساله برگزار می شود، برگزاری آئین همگانی زیارت از امامزاده ابراهیم این شهر است که در زبان محلی به آن او(آب) آش(مجاز از غذا) آغا(امامزارده) می گویند

     

    با تحقیقات انجام شده مشحص شده است که قدمت این آئین به بیش از صد سال میرسد و هدف اصلی از برگزاری این آئین، بجا آوردن شکر خدای متعال از بارش باران در آن سال یا برگزاری مناجات های مردمی و جمعی برای بارش نعمت پر رحمت الهی در خشکسالی ها بوده است .

     

    هدف دیگر از این آئین جمع شدن مردم در کنار یکدیگر بوده است و اگر دو نفر از اهالی از همدیگر دلخور بوده اند با پا درمیانی ریش سفید های محل دلخوری و ناراحتی های آنها از همدیگر را بر طرف می کردند…

     

    تعیین زمان برگزاری این آئین پسندیده و زیبا بر عهده بانی یا کلید دار امامزاده بوده که بعد از مشخص شدن زمان آن از طریق پشت بام خود مردم را از زمان مراسم خبردار می کرد و بعد از آن شروع به چاوشی خواندن میکرد و در روز موعود مردم جلو خانه کلید دار امامزاده جمع می شدند و با چاوشی خوانی به سمت امامزاده می رفتند و وقی به آنجا می رسدند بعد از زیارت از امامزاده زنان به پخت و پز مشغول می شدند و مردان شروع کندن گودال هایی به نام چاله می کردند که آتش طبخ غذا را در آن ایجاد می کردند بعد از انجام این کارها مردم به دیدار همدیگر می رفتند و جویای حال یکدیگر می شدند و بصورت گروه گروه و طایفه طایفه دور هم جمع می شدند و درباره مسائل مختلف روز بحث میکردند

     

    بچه ها هم طبق معمول به بازی های بچه گانه خود مشغول می شدند و بعضی هم فرصت را غنیمت می شمردند و به راز و نیاز در بقعه امامزاده می پرداختند.

     

    ساعت یازده که می شد کلیددار امامزاده بر پشت بام امامزاده می رفت و شروع به چاوشی خواندن می کرد که این بدان معنی بود که مردم خود را برای نهار آماده کنند و مردان در زیر درخت کنار و که به کنار آغا معروف بود جمع می شدند و مجلس زنانه هم در اطراف دیگ های غذا بود و زنان غدا را در سینی های بزرگی به اسم مجمح می ریختند و برای مردان می بردند که بعضی آقایان هم در این کار به زنان کمک میکردند .هر کس از اهالی که با هم نسبت خویشاوندی داشتند با همدیگر دور یک مجمح جمع می شدند و شروع به خوردن غذا می کردند و مجلس زنانه هم به همین ترتیب بود .

     

    بعد از صرف غذا بعضی از زنان و مردان تدارک چای و قلیان را می چیدند و بعد از آن منبری می آوردند و  روضه خوان بالای منبر می رفت و با جمع شدن مردم شروع به روضه خوانی می کردند هنگامی که روضه تمام می شد زنان با همکاری یکدیگر ظرف ها را می شستند و مردان هم برای گفتگو دوباره اطراف کنار آغا بصورت گروه گروه جمع می شدند و هنگام غروب کلیددار امامزاده شروع به چاوشی خواندن می کرد و در این زمان مردم وسایل خود را جمع می کردند و به منازل برمی گشتند .

    یاداشت:عباس کرمزاده-آسیو

    نظرات کاربران در "رسمی که از قدیم به نسل امروز منتقل شده"
    آخرین اخبار