امروز: پنج شنبه, ۳ فروردین , ۱۳۹۶.وقت شما بخیر
سرخط خبرها :
تبلیغات
  • تاریخ انتشار خبر : سه شنبه ۱ مرداد ۱۳۹۲ | کد خبر : 490
       
  • بوشکان نیوز- خلیج فارس نوشت : حسین فخرایی: اما بدا به حال خانه ای که در این شب فراموش کرده باشد مراسم گرگیشو را برگزار یا در خرید مایحتاج این رسم سهل انگاری کرده باشد، چون با شعار “خونه گدا … هیچیش ندا” یا مشابه آن بمباران صوتی می شود! شب پانزدهم ماه رمضان برای…

    بوشکان نیوز- خلیج فارس نوشت :

    حسین فخرایی: اما بدا به حال خانه ای که در این شب فراموش کرده باشد مراسم گرگیشو را برگزار یا در خرید مایحتاج این رسم سهل انگاری کرده باشد، چون با شعار “خونه گدا … هیچیش ندا” یا مشابه آن بمباران صوتی می شود!

    شب پانزدهم ماه رمضان برای بچه های جنوب استان از جمله بندر دیر با یک خاطره همراه است و در این شب  مراسم گرگشو برگزار می کنند.گرگشو یا گرگیشو ظاهرا برگرفته شده از کلمه گره گشا است. قدیمی های بندر خصوصا دشتی ها معتقدند  بخششی که در این شب صورت می گیرد، باعث افزایش رزق و روزی مردم می شود.

    خانواده از چند شب قبل برای بچه ها کیسه هایی آماده می کنند که به کیسه گرگیشویی معروف هستند. این کیسه ها غالبا پارچه ای هستند و به نیم متر هم نمی رسند، اما بعضی خانواده هم با زرنگی یا تنبلی شان گونی یا کیسه پلاستیکی دست بچه هایشان می دهند!



    آمادگی خانواده ها برای مراسم
    شب پانزدهم بعد از افطاری سر وصدای بچه ها، کوچه های شهر را در بر می گیرد. آنها شادی کنان می دودند و در خانه ها را می کوبند و فریاد می زنند ” گرگیشو گرگیشو … سی فردشو دکله بشو”

     
    خانواده های دیری هم که به این رسم دیرین آگاهی دارند از قبل وسایل این رسم را آماده کرده اند. آنها معمولا ذرت را بو می دهند و در قابلمه ای بزرگ با تخمه و آجیل پر می کنند و آنها را با هم قاطی می کنند. بعضی هم شیرینی و شکلات آماده را در سینی می ریزند. خیلی ها که فرصت چنین کارهایی نداشته اند کیسه آماده پفک، بیسکویت یا کاکائو و ژله را در آخرین لحظه از سوپرمارکتی ها می گیرند.برخی از خانواده ها هم که امسال صاحب اولین فرزند خود شده اند، به شکل پرشورتری با جشن کودکان همراه می شوند و محتویات پذیرایی و چند قلم خوراکی مثل کشمش، نخود، نقل، نبات، پسته، بادام و انجیر را در کیسه های کوچکی ریخته و برای پذیرایی از کودکان آماده می شوند.

    بعضی از خانواده ها هم که حوصله خانه ماندن ندارند و همرا کودکان شان در خیابان پرسه می زنند، با خود شکلات و شیرینی می برند و وسیله نقلیه شان را محل توزیع قرار می دهند.

    خونه گچی، پرچی

    وقتی بچه ها در خانه ها را می کوبند و فریاد گرگیشو گرگیشو سر می دهند، درب ها آغوش خود را برای آنها باز می کنند و از کودکان پذیرایی می شود. سپس کودکان به صورت دسته ای در گوشه ای در انتظار آخرین نفر می مانند تا با هم برای سپاس شعار دهند “خونه گچی، پر همه چی”


    اما بدا به حال خانه ای که در آن شب فراموش کرده باشد مراسم گرگیشو را برگزار کند یا در خرید مایحتاج این رسم سهل انگاری کرده باشد، چون با شعار “خونه گدا، هیچیش ندا” یا شعارهای مشابه بمباران صوتی می شود!

    بچه ها شادی کنان چه دست خالی چه دست پر ،خانه به خانه و کوچه به کوچه می دوند تا سهم گرگیشو خود را بستانند.

    این مراسم تا ساعتی نزدیک به نیمه شب پانزدهم ماه رمضان ادامه دارد.

    به هر حال بچه ها وقتی به خانه خود باز می گردند، سفره ای را پهن و خوراکی ها را جدا و اغلب بین اعضای خانواده تقسیم می کنند. آنها گرگیشو خود را برای بقیه روزها نگه می دارند و با آنها  تا مدت ها پز می دهند.

    نگاهی به مراسم های مشابه
    اینکه مراسم گرگیشو (گره گشا) از کجا آمده و چه هدفی دارد و چرا ماندگار شده، سوالی است که خیلی ها نمی دانند و هرگز هم علتش را نپرسیده اند. شاید هم دلیل خاصی نداشته باشد اما تکرار هر ساله آن لذتی است که از آن بدست می آید.

    حمید کارگر وبلاگ نویس مشهدی از این رسم در وبلاگش – رسانه ایرانی- به عنوان یک ارتباط سنتی این چنین می نویسد:

    امشب، شب نیمه است که ما مهمانیم/ بر ما حرجی نیست که ما طفلانیم
    بشقاب پر از کلوچه و حلوا کن/ بردار و بیار به دامن ماها کن

    یکی از اهل محل که صدایی خوش تر از دیگران دارد، میدان‌دار می شود و این ابیات را بر در هر خانه ای می‌خواند و بچه‌هایی که گردش را گرفته اند با نوای “هوم بابا، هوم بابا” همراهی اش می کنند. صاحبخانه هم هدیه ای که گاه پول است و گاه خوراکی‌هایی مانند زردآلو، گردو، خرما و کلوچه، نثار قدم این مهمانان ناخوانده می‌کند.

    این آیینی است که در گوشه و کنار ایران با اندک تفاوت‌هایی در مناسبت‌های گوناگون رخ نموده است. گاه به نام “قاشق‌زنی” یا “ملاقه‌زنی” و گاه با شیوه ای که گفته شد با نام “هوم بابایی” که در ماه رمضان در کاشان مرسوم بوده است.

    این آیین نیکوی کهن، اهل محل را گرد هم جمع می‌کرد، بهانه ای برای با هم بودن بود، مناسبتی را یادآور می‌شد و آنچه به عنوان هدیه فراهم می آمد، اگر خوردنی بود موجب دلشادی کودکان و اگر پول بود، مایه خرسندی نیازمندان و یا کمک خرجی برای بناهای عام المنفعه محله چون مسجد و آب انبار می‌شد.

    نمونه این رسم ممکن است در دیگر کشورها یا شهرهای ایران نیز برگزار شود و نام های متفاوتی داشته باشد. درست مثل رسم هالووین که یکی از جشن های سنتی مغرب‌زمین است که مراسم آن در شب ۳۱ اکتبر برگزار می‌شود. آن شب معمولاً کودکان لباس های عجیب و غیرمرسوم می پوشند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می روند. جشنی که مسیحیان در این روز که مطابق با اول نوامبر است، به افتخار تمام قدیسین برپا می کردند که امروز به نام هالووین شهرت گرفته است.

    محمد کاظمی، محقق و مردم شناس نیز می گوید: قدمت و سابقه این رسم به خوبی مشخص نیست اما این رسم در بعضی از کشور های عربی نیز برگزار می شود. آنها از این رسم به عنوان “قرقیعان” یاد می کنند. البته فکر نکنم که این یک رسم عربی باشد و از کشورهای عربی به ما رسیده باشد چون در سایر شهر های ایران که به کشورهای عربی نزدیک نیستند هم وجود دارد، مثل کاشان و تربت جام.

    اما در باور عامه مردم بندر دیر، مردم این رسم را به داستانی درباره گم شدن امام حسن مجتبی (ع) ربط می دهند و بر این باورند که برای پیدا کردن آن حضرت، خانواده ها تصمیم گرفتند که شب بین بچه ها حلوا و شیرینی پخش کنند تا کودکان گرد هم آیند و امام حسن را نیز در بین آنها بیابند.

     


    شادی ماه رمضان تنها به خاطر روزه گرفتن آن نیست، بلکه به خاطر رابطه هایی است که در این ماه مبارک بوجود می آید. از ارتباط با خدا و قران گرفته تا ارتباط با کودکان و خانواده ها.

    شاید شب پانزدهم این ماه تلنگری باشد بر ذهن مسلمانانی که نیمی از آن را از دست داده اند. آیا این کودکان نیستند که با کوبیدن در خانه ما در این شب مقدس، تلاش دارند که چراغ معنوی این ماه را در دل مان روشن تر نمایند؟

  • خبرهای مرتبط :

  • نظرات کاربران در "نگاهی به یک آئین؛ گرگشو، خونه گچی، پر همه چی!"
    آخرین اخبار