بوشکان نیوز: پدر و مادرش عشایر بودند. هرسال برای تامین علوفه ی دامهایشان از این دشت به آن دشت، از این کوه به آن کوه و از این دیار به آن دیار در حال کوچ بودند.

مادر، دو دختر و یک پسرش را در میان همین کوچ های سالیانه و سختی زندگی در سیاه چادرهای ایل به دنیا آورده بود. بزرگشان کرده بود و امید داشت که وزگار برای بچه هایش آسانتر از پدر و مادر بچرخد.

 

سختی کوچ و امید به زندگی بهتر و رفاه بیشتر آنان را متقاعد کرد یکجانشین شوند.سال ۷۴ و هم زمان با طرح اسکان عشایر، آنان نیز در منطقه ی بوشکان استان بوشهر ساکن می شوند. مادر حالا می تواند آرزوهای بیشتری برای فرزندانش داشته باشد. سه سال بعد از یکجا نشینی، اولین فرزندش را این بار نه میان چادرهای ایل که در خانه متولد می کند: پسرک کوچکی که نامش را میلاد می گذارند و مادر با خودش فکر می کند این نوزاد باید خوشبخت تر از خواهر و برادرهای قبل از خودش باشد.

نوزاد جدید همیشه شادی و نشاط با خودش به همراه دارد.میلاد حالا به کانون توجه خانواده تبدیل گشته و خواهرهای بزرگترش هم در مسئویت نگهداری او سهیم هستند. دختر ایل زود بزرگ می شود و گویا اصلا بچگی نمی کند.

میلاد ۵ ماهه که می شود علائمی را در بدن خود نشان می دهد که برای خانواده نگران کننده است. زبان و ناخن هایش بدون هیچ دلیلی کبود می شوند. تنگی نفس دارد و هنگام شیر خوردن مادر به وضوح متوجه مشکل تنفسی نوزادش می شود.
همین علائم کافی است تا آنها را سراسیبمه روانه پزشک کند. روستا پزشک ندارد و آنها به برازجان می روند. دکتر با دیدن علایم بالینی نوزاد و معاینه ی او خبر ویران کننده ای را به پدر و مادرش می دهد: بیماری مادر زادیVSD. قلب کوچک میلاد سوراخ است، یک سوراخ واقعی در دیواره‌ی جداکننده‌ی حفره‌های قلب. این سوراخ باعث می‌شود که جریان خون اضافه از دهلیز چپ به دهلیز راست و ریه‌ها وارد شود. انتقال فشار بالاتر بطن چپ به بطن راست از طریق سوراخ VSD سبب می شود که حجم بالای خون بطن راست با فشار بالا وارد عروق ریوی شده و فشار عروق ریوی را بالا ببرد.و همه ی اینها یعنی فاجعه. یعنی نوزاد کوچکی که اکنون در آغوش مادر است زندگی سخت و پردردی را در پیش خواهد داشت.یعنی که روزگار مادر و پدر هم همراه ثانیه به ثانیه ی دردها وزجرهای فرزندشان سیاه خواهد شد اما برای آنان کاش تنها درد بیماری بود! برای خانواده ای روستایی که از تمام دار دنیا خانه ای محقر دارند که سایه سرشان است، بیمارداری یعنی رنج، یعنی آه، یعنی اشک یعنی فلاکت، یعنی شرمندگی…
تصاویر/ تپش های قلب میلاد بیست ساله نیازمند کمک مردم

خدا می داند در آن سال و در مطب آن دکتر در برازجان چه بر سر این زن و مرد عشایر آمد. پدر می گوید فقط یادم می آید دو دستی بر سرم کوبیدم و گفتم بدبخت شدیم.

تمام روزهای بعد از این ماجرا برای این خانواده با ترس گذشتند. مادر، پدر ،خواهرها و برادرش حالا هر وقت که به میلاد نگاه می کردند غصه ای جانکاه با ترسی کشنده قلبشان را به درد می آورد.

میلاد ۴ ساله است که اولین عملش را در سال ۸۱ انجام می دهد. دو سال بعد و وقتی ۶ ساله است آنژیوگرافی انجام می دهد، سال ۸۵، میلاد ۸ ساله عمل قلب باز انجام می دهد و یک سال بعد دچار چسبندگی روده می شود و باز زیر تیغ جراحی می رود…

روزها اما از حرکت نمی ایستند.تو چه شاد باشی و چه غمگین، چه امیدوار و چه ناامید،چه سالم و چه بیمار زمین به دور خورشید با حرکتی ثابت می چرخد و شب و روزها و ماهها و سالها از پی هم می آیند و می روند. میلاد هم میان این چرخش های مداوم زمین به گرد خورشید قد کشید و رشد کرد و البته دردهایش هم به همراهش قد کشیدند و بزرگتر شدند. زمان برای میلاد با حسرت می گذشت. حسرت ساده ترین آروزهای ممکن برای هر پسربچه ای. حسرت دویدن در کوچه پس کوچه های روستا، دوچرخه سواری تا مدرسه، بالا رفتن از تپه های کوچک اطراف روستا در بهار و وقتی که همه جا پوشیده از گل های شقایق و شبو است.

میلاد اکنون جوانی ۲۰ ساله است که بیشتر روزهای کودکی و نوجوانی اش را در بیمارستان و بستر بیمای گذرانده است.قلب او باز هم برای تپش های دوباره نیاز به عمل دارد. این بار هزینه ی عمل برای خانواده کمرشکن است. هر چه حساب و کتاب می کنند از عهده ی تامین هزینه ی عمل بر نمی آیند. جوان بیست ساله شان جلوی چشمشان در حال پرپر شدن است و آنان لنگ پولی هستند که نمی دانند از کجا باید تامینش کنند.

تپش های قلب یک جوان بیست ساله در انتظار کمک انسان های شریفی است که  در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست، نسبت به سرنوشت هم نوعانشان لال نمی شوند و به یاری شان می شتابند.
تصاویر/ تپش های قلب میلاد بیست ساله نیازمند کمک مردم
بیایید در این ماه مهربانی چشم های منتظر این مادر درد کشیده را ناامید نکنیم…

پدرش می گوید خانه ام آخرین دارایی ام است فدای یک تار موی میلاد. سه دختر و دو پسر دیگر زیر سقف های این خانه زندگی می کنند، نگذاریم آنان آواره شوند…

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید

معشوق همین جاست بیایید بیایید

معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار

در بادیه سرگشته شما در چه هوایید…

پی نوشت:مدارک پزشکی میلاد کریمی دوقزلو در اختیار سایت جنوب نیوز قرار گرفته است که برای اطمینان خوانندگان محترم این گزارش برخی را در ذیل منتشر می کنیم. بدیهی است مدارک بیشتر در اختیار افرادی که مایل به کمک هستند و خواهان ارائه مدارک بیشتری هستند خواهیم گذاشت.

تصاویر/ تپش های قلب میلاد بیست ساله نیازمند کمک مردم

تصاویر/ تپش های قلب میلاد بیست ساله نیازمند کمک مردم
تصاویر/ تپش های قلب میلاد بیست ساله نیازمند کمک مردم
تصاویر/ تپش های قلب میلاد بیست ساله نیازمند کمک مردم
تصاویر/ تپش های قلب میلاد بیست ساله نیازمند کمک مردم
تصاویر/ تپش های قلب میلاد بیست ساله نیازمند کمک مردم
منبع: جنوب نیوز ــ مرضیه جهاندیده