بوشکان نیوز: شاید محرومیت شدید در اکثر نقاط جهان و یا حتی در کشورمان دیده شود اما محرومیت در شهر بوشکان به وفور عیان است و حتی باعث شده حداقل خواسته های شهروندان هم به فراموشی سپرده شود.

هر چند شهر بوشکان در مقیاس ملی قسمت بسیار کوچکی از جامعه ملی را تشکیل می دهد و بسیاری مواقع در تصمیم گیری ها دیده نمی شود ولی باید اذعان نمود که در هر حال فرهنگ کتاب خوانی و درک معارف بیشتر و فهم افزون تر علوم و آشنایی با پیشرفت ها، توسعه و گسترش کمی و کیفی سایر قسمت های کوچک را به دنبال خواهد داشت و بی تردید نفع آن، متوجه جامعه خواهد بود. بنابراین میتوان گفت اداره یک جامعه اهل مطالعه و فهیم و با فرهنگ، آسان تر از جامعه ای است که از علم و دانش فاصله دارد و قطعا به صرفه و صلاح نیز نزدیک تر است. پس نباید به بهانه های گوناگون و بدون منطق، در مسیر ترویج فرهنگ کتاب خوانی در جامعه خلل و مانع ایجاد کرد.

یکی از بزرگترین مشکلات شهر بوشکان در بخش نهضت مطالعه و کتابخوانی عدم وجود کتابخانه است که در این رابطه در حق این شهر ظلم شده است. فرهنگ مطالعه باید با همکاری مسئولین در سطح شهر ارتقاء یابد در صورتیکه در شهر بوشکان هیچ مرکز مطالعه ای وجود ندارد و طی این چند سال اخیر، هر از گاهی یک یا چند جلسه توسط مسئولین در خصوص احداث کتابخانه گرفته می شود و پس از اتمام جلسه همه چیز دوباره به همان روال سابق خود برمی‌گردد و عملاً هیچگونه تغییری احساس نمی شود.

مسئولین عزیز؛ بیایید با خودمان صادق باشیم مردم می خواهند از فواید و خروجی های جلسات برخوردار شوند و صرفاً با برگزاری جلسات و تشریفات اداری سودی عاید مردم نمی شود.

نمی خواهم آیه یأس بخوانم و مردم را به سمت بدبینی و نا امیدی از مسئولین سوق بدهم اما شاید اگر بخواهیم در این خصوص فقط به انتظار عملکرد مسئولین بمانیم باید سال های دیگر را نیز به همین منوال بگذرانیم. لازم است که ما مردم و خیرین عزیز پیش قدم شویم تا برای آینده فرزندانمان گامی بلند برداریم و نقشی بزرگ در آبادانی شهرمان بوشکان ایفا نماییم. ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی موضوعی است که همت همه جانبه مردم را می‌طلبد تا بتوانیم به اهداف خود دست یابیم.

هنوز هم یادم هست که آقای اشکان جهانگیری فرزند کارگر زحمتکش شهرداری در اولین کنکورش با کسب بورسیه دانشگاه فرهنگیان علامه طباطبایی بوشهر بلافاصله با این فرصت پیش آمده موافقت کرد و رفت. کسب این بورسیه در نظر ما بسیار مهم و ارزشمند بود بطوریکه بنر او در سطح شهر زده شد تا دیگران نیز تشویق به ادامه راهش شوند اما وقتی نظرش را در این مورد پرسیدم گفت: من در خودم استعداد بیشتر از اینها را سراغ داشتم و میتوانستم با مطالعه بیشتر به مدارج بالاتر برسم اما هیچ فضای مناسبی برای مطالعه پیدا نکردم نه در خانه کوچکمان میشد و نه در صحرا!!

او ادامه داد: کاش یک کتابخانه در شهرمان بود تا بیشتر درس میخواندم …